"قصـــرعشــق"
هرگز چشمانت را برای کسی که مفهوم نگاهت را نفهمید ، گریـان نکن.
ياد گرفتم که ياد گرفتم که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري من به درماندگي صخره و سنگ من به آوارگي ابر و نسيم من به سرگشتگي آهوي دشت من به تنهايي خود مي ميرم من در اين شب كه بلندست به اندازه حسرت زدگي گيسوان تو به يادم مي آيند من در اين شب كه بلندست به اندازه حسرت زدگي شعر چشمان تو را مي خوانم عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن آتشي بود و فسرد
عشق
با تمام عظمتش دو، سه ماه بيشتر زنده نيست![]()
عشق
يعني فاصله و فاصله يعني دو خط موازي که![]()
عشق
هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
رشته اي بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادويي اندوه شكست
آمدم تا بتو آويزم
ليك ديدم كه تو آن شاخه بي برگي
ليك ديدم كه تو بر چهره اميدم
خنده مرگي
وه چه شيرينست
بر سر گور تو اي عشق نياز آلود
پاي كوبيدن
وه چه شيرينست
از تو اي بوسه سوزنده مرگ آور
چشم پوشيدن
وه چه شيرينست
از تو بگسستن و با غير تو پيوستن
در بروي غم دل بستن
كه بهشت اينجاست
بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست
تو همان به ‚ كه نينديشي
بمن و درد روانسوزم
كه من از درد نياسايم
كه من از شعله نيفروزم![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


